دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
506
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ميرزا موسيقىدان و نقاشى زبردست بود « 1 » . او در نزد ابراهيم ميرزا ( متولد 923 / 1517 ، متوفى 956 / 1549 ) برادر شاه طهماسپ و حامى برجسته هنر كتابآرايى كار مىكرد . گزارش او از « نقاشان ديروز و امروز » در ديباچه مرقع بهنام بهرام ميرزا و محفوظ در كتابخانه توپقاپى در استانبول و به تاريخ 1544 م . حفظ شده است « 2 » . او در نوشتهء خود طبعا متمايل به خراسان و بويژه هرات است و به همين دليل مرجعى مطمئن درباره تاريخ نقاشى هرات در زمان سلطان حسين بايقرا است . باز طبيعى است كه اثر وى در مورد اوايل دوره صفوى غنى و پربار است . چون دوست محمد در كتابخانه شاه طهماسپ كار مىكرد و در خوشنويسى معلم خواهر شاه مهين بانو معروف به « شاهزاده سلطانم » بود . معهذا نوشته دوست محمد بطوركلى جريان عمده سنت نقاشى تيمورى را در هرات از زمان بايسنقر ميرزا به بعد دربرمىگيرد . دومين منبع ، قاضى احمد است كه خوشنويسى دوست محمد را تمجيد مىكند ولى از مقدمه او به عنوان يكى از منابع گزارش خويش صحبتى به ميان نمىآورد ؛ او نخستين نسخه رسالهاش را درباره خوشنويسان و نقاشان ، پنجاه سال بعد يعنى در سال 1596 م . ترتيب داد . قاضى احمد حدود سال 1550 م . در يكى از خانوادههاى سادات قم چشم به جهان گشود ؛ او دوره نخستين زندگى خود را در مشهد گذراند و پدر او شرف الدين حسين با عنوان مير منشى در خدمت ابراهيم ميرزا فرزند بهرام ميرزا مذكور در بالا و برادرزاده و داماد شاه طهماسپ و فردى بافرهنگ و فرهيخته بود . بنابراين پسر او تا مرگ سياسى ابراهيم ميرزا در سال 1577 م . شناخت شخصى و نزديك از او داشت . ابراهيم ميرزا در خلال شانزده سال پس از سقوط عمش سام ميرزا در سال 1561 م . از حاميان اصلى و عمده هنرها بشمار مىرفت . قاضى احمد ( صرفنظر از تجارب شخصى در مشهد در ايام جوانىاش ) در روزگار سلطنت شاه اسماعيل دوم ( 5 - 984 / 7 - 1576 ) و محمد خدابنده ( 95 - 985 / 87 - 1578 ) در مقام يكى از مأموران دونپايه در قزوين پايتخت صفويان اقامت گزيد . قاضى احمد علاوه بر دانش و شناخت شخصى ، از دو منبع بهره گرفت ، يكى رساله منظوم خطاط مشهور سلطانعلى مشهدى درباره صناعت خطاطى و قواعد
--> ( 1 ) - محفوظ الحق ، تحفه سام ميرزا را كه رسالهاى در باب نقاشان ، مذهبان و خوشنويسان به تاريخ 957 / 1 - 1550 است ارزيابى كرده است . ارزشمندترين اطلاعات شرح حالى او عبارتست از ( صص 3 - 242 ) : آقا ميرك « در طراحى و تصوير بىنظير زمان و حاليا در خدمت صاحبقرانى [ شاه طهماسپ ] است » ؛ مانى شيرازى « در اوايل به زرگرى اوقات مىگذرانيد و سپس به شاعرى پرداخت و در مصورى و نقاشى به مراتب عالى صعود نمود » ؛ قديمى گيلانى « مصورى خوبست ولى در شاعرى خود را كمتر از ديگران نمىداند » ؛ مير شكرى « از سادات شيراز است و در صحافى و لاجوردشوئى وقوفى دارد » ؛ قرداشميش « در تبريز به چينىفروشى مشغول است » . ( 2 ) - خلاصه ترجمهء آن در بينيون ، Persian Miniature Painting ، صص 8 - 183 آمده است .